تبليغاتX
پــوشــک - خلاءِ ازلی ، جستجویِ ابدی

 

من دچار یک نوع کمبود هستم که با هیچ چیزی درمان نمیشه . این کمبود تنها من رو درگیر و سرگردان نکرده بلکه به جراءت میتونم بگم بیش از 99 درصد مردم دنیا ، از هر قوم و نژاد و ملیت و فرهنگ و عقیده ، به اون دچار هستند .

حالا اینکه این کمبود چی هست ، هر کسی یه نظری داره و  هر عقیده و مسلکی اون رو زاییدهء چیزهایی میدونه و برای رفع این کمبود راه حلهایی پیشنهاد میکنه .

مطمئن هستم همهء ما این احساس سرگردانی و گمگشتگی رو تجربه کردیم ، احساس اینکه چقدر به یک چیزی غیر از آنچه که داریم نیازمند هستیم ، تمام زندگی ما میشه داستان تکرار تلخ سرخوردگی و ناامیدی از اون چیزهایی که برای رسیدن بهشون عمرمون رو صرف کردیم و وقتی اونها رو به دست آوردیم و لحضه های زود گذر سرمستی از این موفقیت سپری شد، دیدیم که هنوز هم پُر هستیم از خالی و این کمبود سر جای خودش باقیه .

قدر مسلم اینه که فرقی نداره واسه پُر کردن این جای خالی سعی کنی از چه چیزی استفاده کنی : پول ، عشق ، خدا ، عرفان ، علم ، انسانیت ، محبت و دوست داشتن ، مواد مخدر ، خوش گذرونی ، BF یا GF ، خانواده ، دوستان ، ... در هر حال این کمبود از بین نمیره .

 

حالا اگه من یه آدم زیرک و موقعیت طلب باشم چطور از این موضوع سود می برم ؟

حتماً اون نهضت پر شوری که حدود پانزده سال قبل با انتشار کتابهای بسوی کامیابی نوشتهء آنتونی رابینز راه افتاد و تمام دنیا رو گرفت به خاطر میارید . بعد از اون هم نویسنده ها و نظریه پردازهای زیادی در مورد موضاعاتی از قبیل موفقیت ، قدرت فکر ، جادوی تفکر مثبت ، پولدار شدن ، قدرتمند شدن ، دوست داشتنی شدن ، صاحب قدرتهای مافوق طبیعی شدن و ... نوشتند و مترجمهای زیادی در سراسر دنیا اونها رو ترجمه کردند و ناشران زیادی هم چاپ های متعددی از اونها منتشر کردند .

نویسنده هایی مثل كريشنا مورتي ، اسپنسر جانسون ، برايان تريسي ، جان گري ، رابرت گرين ، كن بلانچارد ، روندا بیرن ، و حتی پائولو کوئیلو  و  ...  و مترجم هایی مثل  مهدی قراچه داغی ، محمد جعفر مصفا ، ...

 

بیشترین جذب مخاطب ، بیشترین تیراژ ، بیشترین نوبت چاپ ، بیشترین فروش ، بیشترین سود .

یک تجارت پر سود و پر رونق که حاضرم شرط ببندم در صورتی که مرتب بروز بشه و شکل ظاهریش بنا به مقتضیات زمان عوض بشه ، تا هزار سال دیگه هم پر رونق خواهد بود . همانطور که هنوز پس از سه چهار هزار سال همچنان پر رونق باقی مانده .

 

ما این کتابها رو می خونیم ، پول و وقت صرف اونها میکنیم . فیلمهایی مثل The Secret نیگاه میکنیم . کلاسهای یوگا و متافیزیک میریم . تو سمینارهای احمد حلت یا علیرضا آزمندیان  شرکت میکنیم . و خلاصه کنم خودمون رو وقف جمع آوری این مطالب در ذهنمون میکنیم و تبدیل میشیم به یه انباری بزرگ از این مقوله خرت و پرت ها .

اما ... اما ...

چند نفر رو می شناسید که تحت تاثیر یکی از این افکار و اندیشه ها و پس از خوندن یه کتاب و یا دیدن یه فیلم و یا یه سمینار ، زندگیش یکدفعه متحول شده باشه و این تغییر و تحول بیشتر از یک هفته دوام آورده باشه ؟ این حرفها و اندیشه ها برای من و تو سودی نداشت . تنها برای رابینز و آزمندیان و ... خوب بود که جیب ما آدمهای پُر از خالی رو خالی تر کنند  و حاضرم شرط ببندم که این کمبود در وجود خود اونها هم هرگز از بین نرفته و نخواهد رفت  ، ولی پول چیز خوبیه ، مگه نه ؟

 

نفر بعدی که قراره پولدار بشه ، میتونه تو باشی ; زبان انگلیسی ، لباس شیک ، یه لبخند باز با دندونهای سفید و براق ، و یه سری توصیه های بازیگری و رموز هنر بازی با احساسات مردم .

 

این کمبود و این نیاز به چیزی که هرگز ماهیت اون ثابت نمیشه ، همیشه همراهِ این انسانِ تنها بوده و خواهد بود .

 

می خواهم شاد و خوش باشم ، بدون غصه و غم ، رها و آزاد .

 

 

+ نوشته شده توسط پرهام در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 10:39 |