تبليغاتX
پــوشــک - ای مشکوک ! بهت ایمان دارم !

 

 

یکی از خصوصیتهای باورهای مذهبی اینه که آدم رو به یه عادت چسبو دچار میکنه که خیلی چیزها رو بدون چون و چرا بپذیری و هیچ وقت در مورد اونها شک نکنی ، سوال نکنی ، اگه سوال میکنی زودی با جوابهای آبکی قانع بشی و خلاصه وجود یه سری چیزهای شگفت آور برات هضم نشده نباشه مثل : اتفاق افتادن معجزه ، خرق عادت ، اتفاقهایی که منشاء ماوراءالطبیعی دارند ، قدرتهای الهی یا شیطانی و ...

حالا چند سال پس از ترک اعتقادات مذهبی و خوندن کتابها و مجله هایی مثل شک گرا  ، باید بگذره تا آدم این عادت ناناز رو ترک کنه من نمیدونم .

 

میگن شک راهروی خوبی برای گذر کردنه اما جای خوبی واسه موندن نیست .

این حرف رو کاملاً قبول دارم ، و اینکه وقتی پا تو این راهرو گذاشتی ، اونقدر کش میاد و دراز میشه که وقتی از آخرش میای بیرون ، راستی راستی هیچی نداری ، لُخت مادرزاد ، پاک و منزه ، ... رها و آزاد .

 

چندین سال پیش بود تو برنامهء دیدنیها که یکشنبه شب ها از شبکه دو پخش می شد ، فیلم عبور دیوید کاپرفیلد از میان دیوار چین رو دیدیم  .

چند نفر از ما ( ما که بچه بودیم ، از پدر و مادرا ) ، به این کار خارق العاده شک کردن و گفتن یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست ؟

 

چند نفر از ما به نیروهای فرا طبیعی بعضی آدمها مثل مرتاض های هندی اعتقاد داریم ؟

از معجزات بزرگان اسلام که در قید حیات نیستند که بگذریم آیا هیچ میدونین که تو همین مملکت خیلی ها به مکتب یه هندی به اسم سای بابا ( بعداً در موردش یه چیزایی می نویسم ) اعتقاد دارند و اون رو صاحب معجزه و قدرتهای فرا طبیعی می دونن ؟

آیا شعبده بازی رو به اسم کریس انجل میشناسید و کلیپ های باور نکردنی اون رو دیدید : راه رفتن روی آب ، شناور و معلق شدن در هوا ، نصف کردن آدم زنده ، عبور کردن از یک صفحه شیشه ای تاثیر بر روی اجسام از فاصله و ...

 

وای که چقدر توی فروم های انگلیسی زبان ( با این انگلیسی دست و پا شکستهء ما) غریبانه پرسه زدیم و از این و اون دربارهء صحت این چیزهای شگفت آور ، پرسیدیم  و از این سایت به اون سایت پیاده زیر آفتاب راه رفتیم.

جالبه که بیشتر اونها که از کشورهای متمدن تر هم بودن ، در درستی این معجزات هیچ شکی نداشتند.

اینکه موءسسه جیمز رندی یک جایزه یک میلیون دلاری میده به کسی که بتونه تو شرایط ایزوله آزمایشگاهی ، یه کار متافیزیکی و فرا طبیعی انجام بده ، و اینکه بعد از چند سال هنوز کسی داوطلب شرکت در این آزمایش نشده ، برام خیلی جالب بود .

البته انتقادهایی هم به رندی وارد هست . ( مثل این )

ولی در هر حال آدم رو به جستجو و کند و کاو میندازه .

یه ضرب المثل چینی هست که میگه :

عاقبت جوینده یابنده بود ، گرچه با آدمی بزرگ شود

اینکه فرا طبیعت گرایی و بطور کل گرایش به باور کردنِ نیروها و عوامل مافوق طبیعی چیه و از کجا ناشی میشه ، خودش یه بحث مفصله .

و صد البته اینکه چقدر شنیدن فریادهای عصبیِ باورمندان به این عقاید رو که "علم وجود این چیزها رو ثابت کرده ، این حرفهای ما رو دانشمندان هم تصدیق کردن ، امروزه علم هم به قبول این حرفها اعتراف کرده ، اینا علمیه ، دانشمندا ... "  چقدر منو به خنده میندازه .

آخه اول باید یکی به ما آموزش بده که اصلاً علم چی هست ، چه چیزهایی علم نیست ، علم از چی بدست میاد ، تجربهء علمی چیه ، علم تا حالا جواب چه سوالهایی رو میدونه و پیدا کردن جواب چه سوالهایی رو در دست جستجو داره ، ...

 

شک کردن یه خورده جرءات میخواد . یه خورده سخته . یه کمی دردناکه . ولی یه روزی باید این کار رو کرد ، هر چی دیرتر بشه سخت تره.

 

 

 

+ نوشته شده توسط پرهام در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 9:36 |