
سال سوم راهنمایی بودم که کتاب آیین دوست یابی نوشته دیل کارنگی رو خوندم . اونهم چند بار . بعد از اون همیشه در مورد رفتار آدمها و واکنش اونها در برابر رفتارهای کلیشه ای ، کنجکاو بودم . معتقد بودم روح آدمیزاد خیلی پیچیده تر از اونه که بشه با رعایت یه سری کلیشه ها همیشه واکنشهای مطلوب رو از طرف مقابلمون بگیریم . اما فرمولهای کوچیک دیل کارنگی همیشه درست عمل می کرد . کتاب بازی ها نوشته اریک برن جذابیت زیادی برام نداشت ، هر چند فرمولهای اون هم همیشه درست از آب در میومد .
در زمینه روانشناسی رفتار متقابل کتابهای زیادی نوشته شده . موضوع جذابیه و خواننده های زیادی داره . ما این کتابها رو می خونیم و مطالب زیادی از اونها رو حفظ می کنیم اما بیشتر وقتها اون کاری رو می کنیم که دلمون می خواد. ریسک رفتارهای ما خیلی بالاست . ما همیشه پیشبینی می کنیم و انتظار داریم که درست باشه ..
تئوری بازی ها ، یک شاخه از علم ریاضی که در سیاست و اقتصاد هم کاربرد داره . نرم افزارهایی که با الگوریتمهای تئوری بازی ها سعی در پیشبینی واکنش رقبا در برابر تغییرات احتمالی بازار دارند . پیشبینی رفتارها و تصمیم ها در صورتی که فرض کنیم آدمها همیشه بر اساس یک سری اصول و قواعد منطقی فکر و رفتار می کنند ، امکان پذیره .. اما ..
رفتارهای ما تا چه اندازه منطقیه ؟





