تبليغاتX
کـــلاف مثل کــــاف
 

سال سوم راهنمایی بودم که کتاب آیین دوست یابی نوشته دیل کارنگی رو خوندم . اونهم چند بار . بعد از اون همیشه در مورد رفتار آدمها و واکنش اونها در برابر رفتارهای کلیشه ای ، کنجکاو بودم . معتقد بودم روح آدمیزاد خیلی پیچیده تر از اونه که بشه با رعایت یه سری کلیشه ها همیشه واکنشهای مطلوب رو از طرف مقابلمون بگیریم . اما فرمولهای کوچیک دیل کارنگی همیشه درست عمل می کرد . کتاب بازی ها نوشته اریک برن جذابیت زیادی برام نداشت ، هر چند فرمولهای اون هم همیشه درست از آب در میومد .

 در زمینه روانشناسی رفتار متقابل کتابهای زیادی نوشته شده . موضوع جذابیه و خواننده های زیادی داره . ما این کتابها رو می خونیم و مطالب زیادی از اونها رو حفظ می کنیم اما بیشتر وقتها اون کاری رو می کنیم که دلمون می خواد. ریسک رفتارهای ما خیلی بالاست . ما همیشه پیشبینی می کنیم و انتظار داریم که درست باشه ..

تئوری بازی ها ، یک شاخه از علم ریاضی که در سیاست و اقتصاد هم کاربرد داره . نرم افزارهایی که با الگوریتمهای تئوری بازی ها سعی در پیشبینی واکنش رقبا در برابر تغییرات احتمالی بازار دارند . پیشبینی رفتارها و تصمیم ها در صورتی که فرض کنیم آدمها همیشه بر اساس یک سری اصول و قواعد منطقی فکر و رفتار می کنند ، امکان پذیره .. اما ..

رفتارهای ما تا چه اندازه منطقیه ؟

 

+ نوشته شده توسط پرهام در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 8:31 |
 

یه خبر علمی جالب با عنوان  ژن گرایشات سیاسی افراد را تعیین می کند

(سیزدهم بهمن  آفتاب ، رجا نیوز ، خبرگزاری مهر) . یه قسمتهایی از این خبر :

تیم تحقیقاتی جان آلفورد از دانشگاه رایس در هاستون تکزاس با بررسی 30 هزار دو قلوی همسان و غیرهمسان اعلام کرد که آموزش، ایدئولوژی، فرهنگ، اطلاعات و محیطی که در آن افراد رشد می کنند در تمایلات و گرایشات آنها تاثیر چندانی ندارد و در حقیقت این ژنها هستند که در تعیین تمایل افراد به جناحهای راست و چپ سیاسی نقش دارد. این دانشمند در این خصوص توضیح داد: "موقعیت هر یک از ما در مقابل سیاست و حقوق اقلیت در DNA ما نوشته شده است و ریشه ای در اعماق مغز ما دارد. در واقع این بیولوژی است که انتخابهای سیاسی ما را تعیین می کند." جان آلفورد در ادامه اظهارات خود افزود : "اغلب ما انرژی زیادی برای پیدا کردن روشی برای القای عقاید و ایده های خود به دیگران خرج می کنیم و اغلب فکر می کنیم که موقعیتی که دیگران در آن قرار دارند ثمره اطلاعات اشتباه است در صورتی که باید بپذیریم DNA این افراد می تواند در انتخابهای آنها تاثیرگذار باشد."

خوب ، در کشور ما که البته گرایشهای سیاسی چپ و راست و .. به اون معنی که در غرب فعالیت می کنن ، وجود نداره . ولی شاید بشه از این تحقیق علمی یک ایده گرفت واسه یه نظریه بندتنبونی که واسه اثباتش باید چند صد تا تیم تحقیقاتی از همه جای دنیا روی اون کار کنن .. چه خیالاتی ..

و اما نظریه :

گرایش به خداباوری و ایمان به زندگی پس از مرگ هم ، ژنتیکیه .

فکر می کنم قابل اثبات باشه ..

باید یک واقعیت رو در نظر بگیریم و اون اینه که خیلی از آدمهای اطراف ما درست برخلاف ما ، کاملاً مجزا و مستقل از باورهاشون زندگی می کنن .. به ظاهر مسلمان هستند ، به ظاهر خدا رو قبول دارن و اظهار می کنن که به خیلی از آموزه های دینی و مذهبی معتقد هستن .. اما .. خدا ، دین و مذهب در زندگی روزمره اونها کوچکترین جایی نداشته و هیچ نقش تعیین کننده ای هم در تصمیم گیریهای اونها ندارن . اونها میتونن درست مثل یک بیخدا مقید به اخلاقیات باشن یا نباشن .. و اگر روزی ملزم به انتخاب یکی از این دو نوع باور و تقید کامل به اون باشن ، به احتمال زیاد بیخدایی رو انتخاب می کنن .

سوالی که پیش میاد اینه که مگر تغییر عقیده و گرایش سیاسی غیر ممکنه ؟

اگه ژنتیکی باشه پس باید محتوم و مقدر شده باشه .. پس نمیشه تغیرش داد ..

فکر می کنم اون تیم تحقیقاتی باید بیشتر کار کنن!

 

خوب از اونها که بگذریم .. مجله تایم هفدهم اکتبر دوهزار و چهار یک مقاله با عنوان آیا خدا در ژنهای ماست؟ چاپ کرد . ترجمه اش رو میشه از اینجا با عنوان ژن خداشناسی دانلود کرد . بله انگار ژن خدا راستی راستی وجود داره و اینکه ممکنه کسی واجد یا فاقد اون باشه .

چیزی که معتقدین به وجود خدا مدعی هستن در همه انسانها هست .... و .... بووووم .... برهان فطرت !

و من دارم در مورد جهش های ژنتیکی خیالبافی می کنم ..

 

+ نوشته شده توسط پرهام در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 14:54 |
 

درس "انقلاب اسلامی و ریشه های آن" را با نمره بیست (مثل بیشتر درسهای عمومی) پاس کردم . توی دبیرستان هم که سر پر شوری داشتم ، با راهنمایی معلم تاریخ و مشاور پرورشی دبیرستان (که اولی را اخراج کردند و دومی رئیس ناحیه شد) ، یک مشت کتاب جفنگ هم در این باره خواندم ..

این یک سال اخیر هم پیام عزیز که حالا بعد از نیمه کاره رها کردن رشته موسیقی ، داره علوم سیاسی میخونه و نمی دونم تا کی میتونن اخراجش نکنن ،  صندوق ایمیل ما رو با مقاله ها و نوشته های گوناگون انباشته کرده که خیلیاش هم درباره انقلاب هست و ریشه های آن ..

 

راستش من زمان ریشه های آن هنوز نوزاد بودم ولی حالا که میوه های آن را میبینم ، میتونم حدس بزنم ریشه های آن چی بوده .

 

یه روزی گوشت کیلویی صد و پنجاه تومن شده بود ، توی خط واحد بودم که یه پیرمردی گفت آخه این چه انقلابی بود .. و صدای نواخته شدن سیلی محکم یک جوان ریشو به صورت تراشیده پیرمرد و فریاد .. که .. شما بی ناموسها لیاقتشو ندارین .. شما بی غیرتها یادتون رفته که زنها و مادرهاتون جلوی چشم همه لخت بودن و چه کثافت کاریهایی تو جامعه بود .. شما یادتون رفته که ..

 

قلعه حیوانات نوشته جورج اورول رو که حتماً خوندین (میشه از اینجا یا اینجا دانلودش کرد) ، دلم می خواد تمام این کتاب رو همین جا نقل کنم ...

 

فیلم انقلابی پرسپولیس که یک انیمیشن از کتاب چهار جلدی مرجانه ساتراپی (بچه سلحشور انقلاب) هست ، نامزد جاییزه اسکار شد ...

(کتابش رو از اینجا میشه دانلود کرد و توضیحاتش هم اینجاست) .

 

هادی خرسندی (یا به روایتی م. اخوان ثالث) شاعر معاصر درباره این " ایام " گفته است که:

یاد آن زمان كه چندی از شور انقلابی

هرگز نبود یكدم در دیده خواب ما را

« تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد»

گفتیم و از مسلسل آمد جواب ما را

بردیم مادیان را از بهر فحل* دادن

برعكس آرزوها شد مستجاب ما را

كو نی و كله‌قندی دادیم و بازگشتیم

دیگر نماند وامی از هیچ باب ما را

گر انقلاب این است باری به ما بگویید

ما انقلاب كردیم یا انقلاب ما را ؟

 *فحل دادن به معنی نزدیک کردن مادیان به اسب نرینه ی اصیل و به منظور آبستن شدن مادیان است. صاحب مادیان جهت سپاس کله قندی نیز به صاحب اسب نرینه پیشکش می کرد. در این سروده اما عمل فحل به گونه ای طبیعی انجام نشده است!..

...

داشتم رد میشدم یه نفر یه اشاره ای کرد که یه جایی سرودهای خاطره انگیز نذری میدن .. برو یاد بچگیات میفتی ! .. (حذف) ..

 

+ نوشته شده توسط پرهام در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 14:6 |
 

از طرف دوست خوبم زندگی پیش از مرگ دعوت شدم به بازی .. اینکه کتابهای نیمه تمام و یا کتابهایی که قصد خوندن اونها رو دارید معرفی کنید .

کاشکی بازی این بود که تاثیرگذار ترین کتابهایی رو که خوندین معرفی کنین !

  • یه کتاب نیمه تمام به اسم موسی و یکتا پرستی نوشته فروید که نمی دونم از کجا گیرش آوردم و میشه اونو از اینجا دانلود کرد . سالها قبل در مورد نظریات فروید و روانشناسی فروید خیلی مطا لعه می کردم و نتایج اون مطالعات این بود که حداقل با خودم روراست باشم و خودفریبی رو کمتر کنم ، حتی اگه حقایق منزجر کننده ای توی وجود خودم باشه .
  • یه کتاب نیمه تمام دیگه به اسم شخصیت عصبی زمانه ما نوشته کارن هورنای و نرجمه محمد جعفر مصفا . کارن هورنای کسیه که من خیلی به اندیشه ها و نظریاتش مدیون هستم و یه فایل معرفی از اون رو میشه از اینجا دانلود کرد . کتاب عصبیت و رشد آدمی از این نویسنده ، کتابیه که منو متحول کرد و شناخت دردناکی از از خودم به من داد .
  • یه کتاب نیمه تموم دیگه به اسم روانشناسی خشم نوشته کارول تاوریس .  البته این کتاب رو به این خاطر خریدم و شروع کردم که دوست داشتن شناخت بهتری از طغیانها و عاصی گری های خودم پیدا کنم . من با خشم به طرز فجیعی درگیر هستم و دست و پنجه نرم می کنم !
  • کتابی که دوست دارم زودتر اون رو شروع کنم : چگونه منطقی زندگی کنیم نوشته آلبرت الیس هست . کسی که منو با این نویسنده و روانشناس مشهور آشنا کرد خود زندگی پیش از مرگ بود که واقعاً ازش ممنونم . تربیت و جهانبینی ما متاسفانه بیش از آنچه تحت تاثیر منطق شکل گرفته باشه ، تابع احساسات و هیجانات سردرگم و بعضاً منحرف شده است . من دوست دارم این احساسات رو در چهارچوب منطق به عرش ببرم و نه در دره عمیق و بی منطق اون ، همنشین درد باشم .
  • کتاب دیگه ای که دوست دارم بخونم تاریخچه مختصر زمان نوشته استیفن هاوکینگ هست . گرچه وقتی چند تا مقاله از هاوکینگ رو خوندم واقعاً سرم گیج میرفت !
  • کتابهای دیگه ای که دوست دارم بخونم ، شگفتیهای جهان و اسرار کائنات نوشته مهندس ابراهیم ویکتوری هست که قبلاً هم در موردش یه چیزهایی نوشته بودم . این نوشته ها به من قدرت و دانش پروردگار رو اثبات نمی کنه بلکه به من میگه جهان شگفت انگیزتر و با شکوه تر از اونه که بشه تنها با یه مشت خرافات مزخرف اون رو توجیه کرد .

من دوست دارم سه نفر دیگه رو به این بازی دعوت کنم .. اما یکیشون وبلاگش محتوای ادبی داره و .. پس میمونه دو تای دیگه :

بارباپاپای عزیز

یک نفر از آی آدمها

 

 پی نوشت : برای دانلود کتاب شگفتیهای جهانبه پست ۵۲ همین وبلاگ (فروردین ۸۷) مراجعه کنید .

 

+ نوشته شده توسط پرهام در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 20:4 |
 

چند سال پیش حدود یک ماه قرص فینستراید (Finasteride) مصرف کردم . بدون تشویش و دغدغه رابطه ام رو با دختری که مدتها عاشقانه دوستش داشتم ، به دلیل عدم تفاهم فکری ، قطع کردم . دو هفته بعد از قطع مصرف قرص به شدت به بودن اون دختر نیاز داشتم ولی دیگه نبود ...

 

آدرنالین (Adrenaline)
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.
دوپامین (Dopamine)
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید.
نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.
سروتونین (Serotonin)
یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

اکسیتوسین (Oxytocin)
اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگا سم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.
یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.
بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.

این همان هورمونی است که در بدو زایمان مادردر بدن او ترشح می شود و عامل بوجود آمدن وابستگی عمیق مادر به نوزادش است. اکسیتوسین باعث می شود که طرفین رابطه، رفتارهای ناخوشایند یکدیگر را نبینند درست نظیر مادری که از گریه های نیمه شب کودک خود یا چنگ کشیدن او بر صورتش نمی رنجد.
واسوپرسین (Vasopressin)
واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.
واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.
موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.
زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.

چگونه عاشق شویم :
شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید. سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند.

 

در همین مورد :

عشق و غریزه جنسی

رابطه عشق و هورمون ها

دلایل علمی عاشق شدن

 

پی نوشت 1 : واسه پیدا کردن اطلاعات بیشتر در مورد این هورمونها باید منابع انگلیسی رو توی گوگل جستجو کنید . منابع فارسی خیلی محدودند .

پی نوشت 2 : در مورد نقش تستسترون (Testosterone) و استروژن (Estrogen)  ... فکر کنم همه یه چیزهایی میدونن . معمولاً نقش این دو تا زمینه و  بک گراند همیشگی عملکرد بقیه هست ..

 

دانلود سخنرانی یک ساعته خانم دکتر مریم بیگی در خصوص نقش رابطه هورمون و عشق :

لینک دانلود غیر مستقیم با حجم 7.5 مگابایت

 

+ نوشته شده توسط پرهام در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 9:29 |

 

پُر هستیم از تناقض و سرگشتگی . تربیت شده یک جامعه بیمار و دروغگو . تعدادمان زیاد است . همگی دیوانه و بیمار . پول داریم ، می توانیم کتاب بنویسیم ، روزنامه و مجله چاپ کنیم ، رادیو و تلوزیون داریم ، سریال می سازیم ، برنامه های ما ، افکار ما شب و روز از رسانه ها پخش می شود . دیوانگی و حماقت خود را تقدیس می کنیم و گسترش می دهیم . کودکانمان را مثل خودمان تربیت می کنیم . بی شعوری خود را با تشبث به اکثریت ، توجیه می کنیم و معقول جلوه می دهیم . هر کس با افکار و عقاید ما مخالف باشد و یا به مقدسات ما توهین کند ،  در انسانگرایانه ترین حالت ، انسانیت و وجودش را زیر بار تمسخر و تحقیر و استهزاء له می کنیم . ما هنرمندان زیادی داریم که شغلشان تحقیر مخالفان است . با شیواترین بیان و نغزترین گفتار ، آنطور تو را خوار می کنند که در خودت احساس حقارت کنی . زبانهای درازی که ریشه در فاضلاب خواسته اندیشی دارند . جنگاورانی با زبانهای برهنه و بُرنده . روباتهایی که تنها برای یک کار برنامه ریزی شده اند : نابودش کن .

آنطور که از برونیابی این روند بر می آید ، آینده روشنی پیش رو نیست . به جرات می توان گفت از میان این هفتاد میلیون امت سلحشور و همیشه در صحنه ، تنها عده بسیار کمی جور دیگر می اندیشند ، که اندیشه نرم آنها هم هرگز در تقابل با شاخ گاو  جان سالم به در نخواهد برد .

و اینگونه است که همواره  حق بر باطل پیروز است .

 

+ نوشته شده توسط پرهام در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 11:2 |