این کلمه واسهء من بار معنایی سنگینی داره ، چون چند سال یکی از مشغولیات ذهنی من بوده .
البته منظور من تنها خیانت در محدودهء ازدواج ، روابط عاشقانه و BF و GF بازیه و کاری به خیانت در امانت و خیانت در رفاقت و خیانت در تجارت و خیانت به کشور و ... ندارم .
حالا اینکه من از خیانت چه تعریفی دارم و اون چه تعریفی داره و ... بازی با کلمات و سفسطه بازیه . خیانت همونه که هم تو میدونی و هم من .
در موردش کتابهای زیادی نوشته شده ، مثل چرا بعضی مردها خیانت میکنند (چقدر عنوان خنده داری) و یا روانشناسی بی وفایی و خیانت و ..
مقاله هایی مثل روانشناسي خيانت و روابط پنهاني و یا این یکی از دکتر رضای عزیز که واقع بینانه ، اندیشمندانه و بی تعصب با مسائل برخورد میکنه .
هیچ به این فکر کردید هر سال چند نفر انسان بخاطر ارتکاب به خیانت به همسر و یا شریک ( همون پارتنر ) یا معشوق یا معشوقه ، گرفتار چه مجازاتهای سختگیرانه و حتی اعدام به فجیع ترین شکل میشن ؟
اعمال این مجازاتهای وحشیانه چقدر در پیشگیری از این عمل نقش داره ؟
این کار در عُرف جامعه خیلی قبیح و ناپسنده ولی ... ولی ... خیلی رواج داره و خیلی هم زیاده . نمیخواد اون دور دورا دنبالش بگردید، درست زیر دماغ همهء ماست ، تو نیگاه ها ، تو سیمهای مخابرات ، تو امواج هوا ، ما داریم اونو نفس می کشیم .
کسی که خیانت میکنه به نظر من سه حالت داره :
یا از کسی که اونو دوستش داره (یا باهاش ازدواج کرده ) ..
1- ناراضیه و یکی دیگه میخواد
2- ناراضی نیست ولی یه بهترشو میخواد
3- ناراضی نیست ولی یکی کمه ، بیشتر میخواد
کسی که بهش خیانت میشه به نظر من دو حالت داره :
به کسی که دوستش داره ( یا باهاش ازدواج کرده ) ..
1- کوتاهی کرده و نتونسته از یه جنبه هایی ارضاءش کنه
2- کوتاهی نکرده ولی باز هم طرف به این قانع نشده
به همین راحتی و بدون پیچیده و بغرنج کردن مسئله !
وقتی این عمل یعنی خیانت ، انجام میشه طرفی که خیانت کرده سه حالت داره :
1- عقاید مذهبی داره و فکر میکنه خدا هر طوری شده مجازاتش میکنه و دستش رو میشه ( حتی بعد از پنجاه سال)
2- عقاید مذهبی و عذاب وجدان نداره ولی بی احتیاطی میکنه و لو میره و مجازات میشه . شاید بعدش فکر کنه این کارخدا بوده
3- عقاید مذهبی و عذاب وجدان نداره همیشه جانب احتیاط رو رعایت میکنه و بد شانسی هم نمیاره و تا آخر عمر در پناه ایزد به شادی و خوشی به خیانت خودش ادامه میده
طرفی هم که بهش خیانت شده سه حالت داره :
1- هیچ وقت از این مطلب خبردار نمیشه و آروم زندگی میکنه
2- از این مطلب خبردار میشه ، دلش میشکنه ولی آروم زندگی میکنه
3- از این مطلب خبردار میشه ، دلش میشکنه و آشوب به پا میکنه یا یه جوری از خیانتکار انتقام میگیره
اگه به این حالتها بدون عینک عقاید دینی و مذهبی نگاه کنیم ، چه شکلی هستند ؟
از دیدگاه جامعه شناسی و آسیب شناسی جامعه و خانواده چطور ؟
خانواده هایی که با خیانت (به بهانهء خیانت) از هم پاشیدند و چه دلها که شکست و پودر شد ، مثل پودر بچه .
یه جور دیگه هم میشه بهش نگاه کرد :
زن مُسنی رو میشناسم که توی چهارده سالگی شوهرش دادن به یه مرد سی سالهء بد اخلاق و زشت و زُمخت . این زن با اینکه خیلی هم زیبا و جذاب بود و صدها مرد دیگه همواره در خیل فدائیان و دلدادگانش بودند ، بخاطر بچه هاش نتونست طلاق بگیره و هرگز هم به شوهر گردن کلفت و نیمه دیوانه ای که ازش متنفر بود ، خیانت نکرد . اینقدر که داستان نجابت این خانم سالهاست زبانزد فامیلها و همسایه هاست .
این زن حالا حدود شصت سالشه و افسرده ، علیل و رنجور و به شدت عصبی . تحمل دیدن اینکه دامادش به دخترش محبت میکنه رو نداره و پای درد دلش که بشینی میگه :"هرگز تو زندگیم مزهء عشق و محبت و دوست داشته شدن و نوازش رو نچشیدم ، ای خدا چرا سرنوشت من اینجوری بود؟"
رقت انگیز و در عین حال خنده داره .
خیانت یک واژه جالبیه .
این وسط یکی احتمالاً دلش میشکنه .
توی دادگاهِ فکر هر آدم که باورها و عقایدش پیش داوری و داوری می کنن ، همیشه یکی مقصر و مجرم شناخته میشه و مستحق مجازات .
اما من بعد از سالها دادگاه گرفتن ، نتونستم کسی رو تو شکستن این دل ، مقصر و مستحق مجازات بدونم .
امیدوارم هیچ وقت هیچ کس بدون در نظر گرفتن همهء جنبه ها (تفکر سیستماتیک!) به این نتیجه نرسه که ازدواج کردن را ه حل خوبی واسه بعضی مشکلاتشه .
امیدوارم اگه یه روزی ازدواج کرد همسرش براش کافی باشه .
امیدوارم اگه یه روزی ازدواج کرد اون واسه همسرش کافی باشه .
امیدوارم اگه کافی نبود بشه به راحتی از هم جدا شد .
امیدوارم اگه کافی نبود و نشد و یکی خیانت کرد ، اون یکی هرگز اینو نفهمه !