صد بار صد جا نشستم و در نکوهش چیزی بنام غیرت شعرها گفتم که آهای جماعت متدین و متقید، غیرت چیزی نیست بجز مخلوطی از نادانی و بیخردی و حس تملک و دفاع از قلمرو که از اجداد غار نشین و چادر نشینان سوسمارخور بجا مونده، همونها که زنهاشون بخشی از اسباب وسیله و مایملک زندگیشون بوده و به غارت میرفته. آهای جماعت قرن بیست و یکم، سلفون روی مغزتون رو کنار بزنید و کمی فکر کنید، زنها هم مثل ما آدمن، اگر زنی به همسرش میل و اشتیاق و علاقه نداشته باشه و سر و گوشش در پی توجه گرفتن از مردهای دیگه صبح تا شب بجنبه، هیچ غیرت و تعصبی نمیتونه مانع اون بشه. برای آقایان بخت برگشته متاهل موعضهها کردم که آهای آقا، بجای غیرتی بودنهای احمقانه، زنت رو از توجه و عشق سیراب کن و بهش از صمیم قلب اعتماد کن و آزادش بزار. گفتم جسم و قلب و روح کسی رو با غیرت و تعصب نمیشه تصاحب کرد اما با محبت و توجه و عشق میشه. تازه همه ما آدمها به توجه دیگران نیاز داریم و این یه چیز طبیعیه و قرار نیست که به جایی مثل خیانت ختم بشه. خوش و بش کردن و گپ و گفتگوهای صمیمانه که چیز بدی نیست. آدمها میتونن فارغ از جذبههای جنـسی با هم دوست و صمیمی باشن. آداب معاشرت خیلی هم خوبه و نباید اسم گپ زدنهای صمیمانه رو گذاشت لاس زدن. خلاصـــه خیلی چیزها گفتم ..
حالا میخوام برم هزار بار هزار جا بشینم و بگم که آهای جماعت، من رسماً و کتباً گُـــه خوردم.
هیچ دوستی و صمیمیتی بین یک زن و یک مرد، فارغ از دغدغههای جنـسی نمیتونه وجود داشته باشه و کسی که ادعای داشتن یک دوستی ساده و پاک رو داره، یا مثل سگ دروغ میگه یا باز هم مثل سگ دروغ میگه ولی فکر میکنه داره راست میگه چون غول خُـفته میل جنـسی رو قابل کنترل فرض کرده.
آهای آقایون عزیز، اگه دیدین همسر یا دوستدخـترتون با صد تا حسن و تقی و قلی و کور و کچل و خواجه رفیقه آبجیوار .. و یا اساماس میاد اسام اس میره هوا بارونیه عشقم گرفته .. و یا چت چت میکنه تو یاهو شب تا صبح همچین و همچون .. و یا صدوچهل نفر فرند مذکر تو فیسبوک داره همگی دلسوز و نگران .. و خلاصه اگه دیدین طرف پاک اجتماعی تشریف دارن و آداب بجا میارن و یا از همه جالبتر در حل مسائل و مشکلات زناشویی و رابطه از راهنمایی و وساطت جنتلمنهای جانبرکف کمک میگیرن، خیلی خونسرد و بدون عر زدن و هوار هوار کردنِ انتخاب احمقانهتون، کفش و کلاه کنین و خیلی مودبانه بریـنـین به این رابطه و زندگی تــخمی مشترک ..
مردها در یک رابطه یا مثل خر غیرتی و متعصب هستن، یا احمق و سادهلوح، و یا بیعلاقه و بیتفاوت. غیر از این سه حالت هیچ گزینهای قطعاً امکان نداره.
یه بار توی برنامه بهروز پرچونه، یه شوهر بیچارهای ناله میکرد که زنم با همه مردها و پسرهای فامیل و آشنا خیلی خودمونی و صمیمیه و وقتی ایراد میگیرم، با ناراحتی میگه "تو چقدر دلسیاهی، خودت ذهنت منحرفه فکر میکنی همه مثل خودتن، مگه حرف زدن ایرادی داره، .."، خلاصه این آقا بد جوری تو رودرواسی روشنفکری مونده و به ذهن خودش هم حسابی شک کرده بود. بهروز بهش گفت مثل این میمونه که تو با هزار زحمت و خون دل واسه خودت یه خونه ساخته باشی و یه روز زنت بیاد و یه توپ جنگی روبروی خونه تو کار بزاره و در جواب سوال تو بگه "چته؟ نگران چی هستی؟ این فقط یه توپه، به چیزی که شلیک نکردیم." و چندین مدت به تنظیم کردن این توپ به سمت خونه تو و نشونه گیری و آوردن مهمات و پُر کردن و فیتیله گذاشتن مشغول باشه و هر بار هم در جواب اعتراضهات، تو رو به شکاک و بیاعتماد و دلسیاه بودن متهم کنه و تو هم کوتاه بیای. بعد از چند مدت که گذشت، یک لحظه، فقط توی یک لحظه توپ شلیک میشه و خونه خراب میشی. اونوقت میخوای چیکار کنی؟
زنها استعداد عجیبی دارن که در بحبوحه لحظات سخت و دشوار یک رابطه، ناگهان صبح بیدار شن و در عین تعجب و ناباوری ببینن که لُـخت توی رختخواب یک دوست صمیمی و دلسوز هستن که دیشب برای درددل کردن و راهنمایی گرفتن رفع مشکل، بهش مراجعه کردن.
و باز هم مردها تا وقتی که از نعمت هورمونهای بیوقفه جنـسـی بهرهمند هستن، هرگز از این نظر قابل اطمینان نیستن حتی اگه جای داداش محترمتون باشن و جلوی شما نقش خواجههای حرمـسرا رو بازی کنن، که ما خودمون هم خیلی بازی کردیم و خیرشو دیدیم ..
باور کن ..
پ.ن. : با هیچکی بحث ندارما. هیچ چیزی نمیتونه نظرم رو عوض کنه. واسه من استثناء نیارین .. شما همهتون خوبین ..



